25ـ درد

خرید بک لینک
دردهای من

جامه نیستند

تا ز تن در آورم

چامه و چکامه نیستند

تا به رشتهی سخن درآورم

نعره نیستند

تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی

دردهای من نهفتنی است

درد

رنگ و بوی غنچهی دل است

پس چگونه من

رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا

دست درد میزند ورق

شعر تازهی مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در این میانه من

از چه حرف میزنم؟

درد، حرف نیست

درد، نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم؟

"قیصر امین پور"

بوی گندم...

ما را در سایت بوی گندم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 8:38

صفحه بندی