
شب در چشمان من استبه سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب و روز در چشم های من است به چشمهایم نگاه کن پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت. "حسین پناهی" Tag : حسین پناهی, شعر...
ادامه مطلب
دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشتهی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است درد رنگ و بوی غنچهی دل است پس چگونه من رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟ دفتر مرا دست درد میزند ورق شعر تازهی مرا درد گفته است درد هم شنفته است پس در این میانه من از چه حرف میزنم؟ درد، حرف نیست درد، نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟xa0 "قیصر امین پور" ...
ادامه مطلب
امروزم که طبق معمول ساعت 12و نیم از خواب بیدار شدمو همون طوری نشستم سر میز واسه ناهار. مامانم میگه من تنبل تشیف دارم.شما هم موافقین عایا؟؟؟؟؟ عصری ام مامانو راضی کردم که از باشگاش بزنه و باهام بیاد بریم خرید. ثمره ی خیابون گردی امروز من با مامان جان شد ی سارافون.اونم واسه عروسی عمو جان جانان به مامانم گفتم بیاد تو اتاق پرو ببینه بهم میاد یا نه فروشنده ام پشت سر مامانم راه افتاده بود که دید بزنه.اصن یه وضعی خیلی استرس داشتم بابت لباس عروسی که خدارو شکر رفع شد الان من بسی خوشحالم. +شروع کردم دارم ...
ادامه مطلب
نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشتxa0 و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ، آواز که خواند تازه فهمیدمxa0، پدرم را با او اشتباهی گرفته ام !xa0 "حسین پناهی" +از همین جا 8شهریور تولد پدرم رو بهش تبریک میگم. چون میدونم که میاد و وبم رو میخونه....
ادامه مطلب
شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب و روز در چشم های من است به چشمهایم نگاه کن پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت. "حسین پناهی" ...
ادامه مطلب