
به هزار مکافات که بود امروز به اجبار مامانم یکم زودتر بیدار شدم که اتاقمو تمیز کنم.واقعا که کلافه کننده بود.از کت و کول افتادم جانانه. تختمو که جا به جا کردم خودم جا خوردم.چیزایی که کلی میگشتم تا پیداشون کنم و دست آخرم ناکام میموندم رو پیدا کردم. حالا بماند که چقد سرکوفت خوردم از مامان!!!!"شرحش از ت...
ادامه مطلب
شب در چشمان من استبه سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب و روز در چشم های من است به چشمهایم نگاه کن پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت. "حسین پناهی" Tag : حسین پناهی, شعر...
ادامه مطلب
امروزم که طبق معمول ساعت 12و نیم از خواب بیدار شدمو همون طوری نشستم سر میز واسه ناهار. مامانم میگه من تنبل تشیف دارم.شما هم موافقین عایا؟؟؟؟؟ عصری ام مامانو راضی کردم که از باشگاش بزنه و باهام بیاد بریم خرید. ثمره ی خیابون گردی امروز من با مامان جان شد ی سارافون.اونم واسه عروسی عمو جان جانان به مامانم گفتم بیاد تو اتاق پرو ببینه بهم میاد یا نه فروشنده ام پشت سر مامانم راه افتاده بود که دید بزنه.اصن یه وضعی خیلی استرس داشتم بابت لباس عروسی که خدارو شکر رفع شد الان من بسی خوشحالم. +شروع کردم دارم ...
ادامه مطلب
به هزار مکافات که بود امروز به اجبار مامانم یکم زودتر بیدار شدم که اتاقمو تمیز کنم. واقعا که کلافه کننده بود.از کت و کول افتادم جانانه. تختمو که جا به جا کردم خودم جا خوردم.چیزایی که کلی میگشتم تا پیداشون کنم و دست آخرم ناکام میموندم رو پیدا کردم. حالا بماند که چقد سرکوفت خوردم از مامان!!!!"شرحش از تایپ کردن خارجه انگار که اتاقمو با یه اتاق نو و تر تمیز عوض کرده باشم. حس میکردم اشتباهی رفتم تو اتاق یکی دیگه!در این حد. ولی از این به بعد تصمیم دارم یه تجدید نظری تو رفتارام بکنم.چون مامان میگه بری ...
ادامه مطلب
شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب و روز در چشم های من است به چشمهایم نگاه کن پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت. "حسین پناهی" ...
ادامه مطلب